خرید بک لینک
وصیتنامه شهید محسن حججی حالا که دستهایم بسته است مینویسم نه با قلم که با نگاه و نه با جوهر که با خون، رو به دوربین ایستادهام و ایستادهام رو به همه شما، رو به رفقا، رو به خانوادهام، رو به رهبر عزیزم و رو به حرم. حرامزادهای خنجر به دست است و دوست دارد که من بترسم و حالا که اینجا در این خیمهگاهم هیچ ترسی در من نیست. تصویرم را ببرید پیشکش رهبر عزیز و امامم سید علی خامنهای و فرماندهام حاج قاسم و به رهبرم بگویید که «اگر در بین مردمان زمان خودت و کلامت غریبید ما اینجا برای اجرای فرمان شما آمدهایم و آماده تا سرمان برود و سر شما سلامت باشد». آسمان این

برچسب: وصیت,نامه,سردار,شهید, نویسنده: رویا محمدپور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:44

تفکر خلاقانه یک شرکت بزرگ قصد استخدام تنها یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی را برگزار کرد که تنها یک پرسش داشت. پرسش این بود : شما در یک شب طوفانی سرد در حال رانندگی از خیابانی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس در حال عبور کردن هستید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند. یک پیرزن که در حال مر

برچسب: نویسنده: رویا محمدپور تاريخ: شنبه 14 مرداد 1396 ساعت: 3:55

برچسب: نویسنده: رویا محمدپور تاريخ: شنبه 14 مرداد 1396 ساعت: 3:55

صفحه بندی